توپ خانه طنز و فکاهی افشوالله!!! اسکل السلطنه

این همه نیش و نمک کز سخنم می ریزد -- مزد زجری است کزآن نان و کبابم دادند

خانه ات آباد

مادر

به یاد سالگرد فوت مادربزرگم

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/۱٤ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

 


یکی را بگفتم ز صاحبدلان / که استخر مخلوط رفته فلان 
بر آشفت و فریاد زد ای عمو / ز استخر و برزیل دیگر مگو
مگر می ندانی که ما مومنیم / گناه است ؛ تهمت چرا می زنیم !!

 
نوشته شده در جمعه ۱۳٩۱/٢/۸ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

جدایی نادر از سیمین یا وصال جلال به سیمین!

نمیدانم به نام کدامین یک گریه کنم

روحش شاد

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱٢/۱٩ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

تبریک

.

.

سعید متین:

 

نادر چو ره جدایی از یار گرفت 
بازار هنر رونق بسیار گرفت 
فرخنده شبی که جمله فریاد زدیم 
اسکار گرفت ، اصغر اسکار گرفت !

 

............................

 

امیر سربی:

 

باید که در اوج درد و غم، شادی کرد
گاهی هوس عزّت و آزادی کرد

ای بی هنران چه کرده اید این سی سال؟
!شیرین تر از این کار که فرهادی کرد

 

آرش فرهنگ پژوه:

 

نادر چو ز همسرش جدا افتادی
اسکار گرفت می کنم من شادی
صد ده نمکی که روی هم بگذاری
یک مو نشود ز اصغر فرهادی

 

علی اصغر نجفی(اغو) :

 

گفتی هنر هفتم ما خوار شده؟
روزش به سیاهی شب تار شده؟
پس اصغر فرهادی ما را دریاب
کایشان به خوشی صاحب اسکار شده
**
مرسی به تو ای اصغر فرهادی ما
ای خبره هنرمندِ خدادادی ما
ماغصه ی سینمای خود می خوردیم
اما تو شدی واسطه ی شادی ما


 

 

 

 

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۸ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

''گاه یک تصویر چقدر زیبا می تواند، مفاهیمِ عمیق فلسفی و معرفت شناسی را نشان دهد.

نظریه«عینک ذهن»کانت، همه تلاشش را کرده تا همین نکته کاریکاتور را توضیح دهد.
قصه ی این کرگدن، قصه ی ماست؛
 
 
ما شاخی جلوی چشمانمان نداریم که با آن، همه جهان را در دو طرفِ یک شاخ ببینیم اما ذهنمان پر است از پیشفرض ها و پیش داوری ها...
همه ما تصور می کنیم که بی طرفانه قضاوت می کنیم و منطبق با واقع...مثلِ همین کرگدنِ رئالیست!
مثل او تصور می کنیم، که میانِ همه جهان شاخی است زیبا
و جهان دو نیمه است: نیمی این سوی شاخ، نیمی آن سوی شاخ
غافل از اینکه به ذهنمان عینکی است، نادیده!

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٥ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

گلشیفته و کوفت !
گلشیفته و درد بی درمون !
پس من چی ؟!

..
.
.
.
.
.
بخشی از خاطرات یک اختلاس میلیاردی
 
-------------------------------------------
منو از اینترنت ملی میترسونی؟
برو از خدا بترس
.
.
.
.
.
.
بخشی از دیالوگ فیلم جدایی نادر از فیسبوک

:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

 روزی شیخ علی با مریدان خویش در مجلسی بودندی و شیخ برای آنها از کارهای خارق العاده صحبت مینمودندی!ناگاه مریدی زشت صورت و سیرت برخواست و به نزد شیخ رفت گفت یا شیخ من میتوانم از فاصله 7 قدمی در قدحی که روبروی شماست بشاشمندی !!شیخ فرمود محال است حاضرم با تو 500 سکه شرط ببندمی توانیدندی!مرید قبول بکرد و 7 قدم فاصله بگرفت و شروع کرد به شاشیدن ناگهان کنترل از کف بدادندی و همه جا بشاشیدندی به جز داخل قدح!! کنار قدح، روی مریدان و حتی شیخ نیز بی نصیب نماندی ولی شیخ شادمان از اینکه شرط را برده گفت باختندی! سکه ها را رد کن بیایدندی!

 مرید ابتدا با مرید دیگری پچ پچی کردندی و برگشت و شادمان پانصد سکه را به شیخ دادندی!شیخ فرمود:تو همین الان 500 سکه باختی چرا شادمانی؟ مرید گفت:با آن دیگرمرید هزار سکه شرط بسته بودمندی دراین مجلس روی همگان بشاشمندی حتی شما شیخ و نه تنها ناراحت نشوید، بلکه خوشحال نیز بگردیدندی!!  شیخ و مریدان چون این را بشنیدندی فهمیدندی که پول تا چه اندازه کثیف بودندی لذا جامه دریدندی و به بیایان رفتندی و از خشتک خود را به دار آویختندی!!!

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت