توپ خانه طنز و فکاهی افشوالله!!! اسکل السلطنه

این همه نیش و نمک کز سخنم می ریزد -- مزد زجری است کزآن نان و کبابم دادند

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٥ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

گلشیفته و کوفت !
گلشیفته و درد بی درمون !
پس من چی ؟!

..
.
.
.
.
.
بخشی از خاطرات یک اختلاس میلیاردی
 
-------------------------------------------
منو از اینترنت ملی میترسونی؟
برو از خدا بترس
.
.
.
.
.
.
بخشی از دیالوگ فیلم جدایی نادر از فیسبوک

:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

 روزی شیخ علی با مریدان خویش در مجلسی بودندی و شیخ برای آنها از کارهای خارق العاده صحبت مینمودندی!ناگاه مریدی زشت صورت و سیرت برخواست و به نزد شیخ رفت گفت یا شیخ من میتوانم از فاصله 7 قدمی در قدحی که روبروی شماست بشاشمندی !!شیخ فرمود محال است حاضرم با تو 500 سکه شرط ببندمی توانیدندی!مرید قبول بکرد و 7 قدم فاصله بگرفت و شروع کرد به شاشیدن ناگهان کنترل از کف بدادندی و همه جا بشاشیدندی به جز داخل قدح!! کنار قدح، روی مریدان و حتی شیخ نیز بی نصیب نماندی ولی شیخ شادمان از اینکه شرط را برده گفت باختندی! سکه ها را رد کن بیایدندی!

 مرید ابتدا با مرید دیگری پچ پچی کردندی و برگشت و شادمان پانصد سکه را به شیخ دادندی!شیخ فرمود:تو همین الان 500 سکه باختی چرا شادمانی؟ مرید گفت:با آن دیگرمرید هزار سکه شرط بسته بودمندی دراین مجلس روی همگان بشاشمندی حتی شما شیخ و نه تنها ناراحت نشوید، بلکه خوشحال نیز بگردیدندی!!  شیخ و مریدان چون این را بشنیدندی فهمیدندی که پول تا چه اندازه کثیف بودندی لذا جامه دریدندی و به بیایان رفتندی و از خشتک خود را به دار آویختندی!!!

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

بنا به درخواست یکی از مخاطبین وبلاگ مطالب پیشین وبلاگ را برای مدت کوتاه در دسترس دوستان قرار دادم.

موفق باشید

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

بعضی ها
ارتفاع دیوار بیشعوریشان آنقدر بلند است که در چهاردیواری آن محصور میشوند.. نه
خورشید را میبینند نه انعکاس نور آن را..

ایام سوگواری سالار شهیدان تسلیت باد

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٥ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

 

جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند !

Saturday: روز جهانی ساطور

Freezer Side By Side: کسیکه کنار هرکی میشینه ، زر مفت میزنه !

کراچی  : پس تکلیف ناشنوایان چه 

میشود ؟

سه پایه :
۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی هستند !

وانت : اینترنت آزاد و بدون فیـلتـر !

Category : این گربه کدوم گوریه ؟

Morphine : باید بیشتر فین کنی !

Keyboard : چه کسی برنده شد ؟

MissCall : دختر نا بالغ را گویند !

Freezer : حرف مفت !

Already : گند زدی به همش رفت !

نلسون ماندلا : نلسون اون وسط گیر کرده !

کته ماست : آن گربه مال ماست !

مشروبات : روبات مشهد رفته !

نرگس : موجود مذکری که مرتب حدس می زند !

کدبانو : دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد !

چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد
۴ برای شما شانس بیاورد !

کالسکه : هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد !

جاسبی : فقط باش !

مورچه خوار : خواهر مورچه . فحشی که موریانه ها به هم می دهند !

سوغاتی : بسیار عصبانی !

عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر !

پدافند : پس گفتی دافن !؟

مانیکور – پدیکور : دو برادر نابینا به نام مانی و پدرام !

کولر : زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد !

کامران : راننده کامیون !

مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند !

روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند !

پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد !

Superman : مرد بقال !

کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنت است !

شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است !

بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی !

پسمانده : پ نه پ رفته !

Diamond Ring : داییمون زنگ زد !

مناجات : انواع و اقسام مونا !

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست !!

انبر : داروی برطرف کننده اسهال !

کلکته : بین گربه ها کل افتاده

خاموش : موش نپخته

مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید 

دیپلماتیک : فرد دیپلمه ای که ماتیک زده 

واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است

چاقو ضامن دار : در شیراز ، به شخص فربه ای که یکی از اهالی محل ضمانتش را کند گویند !

جنسیتی : شهر ارواح !

گوگولی : فرزند بروس لی و گوگوش !

مکار : کسی که تخصص اپل دارد !

 

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۸/٢۱ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

طرح پیشنهادی تفکیک جنسیتی هیئت دولت برای 20 سال آینده

دست ب دست هم دهیم به مهر

میهن خویش را کنیم آباد

 

ادامه در ادامه مطلب ...!!!


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٧ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

طنزنویسی را نمی شود گرفتار قاعده و قانون کرد.چون در سایۀ شکستن قاعده هاست که شکل می گیرد و آفریده می شود.ولی در هر حال،یک داستان طنز،ویژگی هایی دارد که با شناختن آنها،می توان دریافت که یک داستان طنز چگونه خلق می شود و چطور می شود آن را نوشت:

ادامه در ادامه مطلب ...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/۸/۸ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

با توجه به درخواست چند تن از عزیزان در پست بعدی شیوه های مختلف طنزنویسی در قالب داستان بیان خواهد گردید.البته شایان ذکر است ک قبلا این مقاله را توسط ایمیل شخصی برای دوستانی ک در داخل ادلیستم قرار داشتند فرستاده بودم.امیدوارم مورد توجه شما نیز قرار بگیرد.

 امیدوارم با انتقال تجربیات ناچیز شخصی ام بتونم قدم مثبتی در تجلی استعدادهای نهفته این دوستان بردارم

پس

تا آپ شدن مطلب بعدی

گوش ب زنگ باشید

چشمک

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()

یکی از اصحاب از شیخ پرسید: در روایات آمده که در بهشت برای مومنان شرابهایی وجود دارد که مست کننده نیست، پس برای چه آن را می‌نوشند؟

شیخ پاسخ داد: بخاطر آنتی اکسیدانش !!!

(الاسرار فی الخوراکی)]

=================

ادامه در قسمت ادامه مطلب


:ادامه مطلب:
نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/٧/٢٩ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ توسط افشین گلکار نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت