این همه نیش و نمک کز سخنم می ریزد -- مزد زجری است کزآن نان و کبابم دادند
خانه ات آباد مادر به یاد سالگرد فوت مادربزرگم جدایی نادر از سیمین یا وصال جلال به سیمین! نمیدانم به نام کدامین یک گریه کنم روحش شاد تبریک . . امیر سربی: آرش فرهنگ پژوه: نادر چو ز همسرش جدا افتادی علی اصغر نجفی(اغو) : گفتی هنر هفتم ما خوار شده؟ ''گاه یک تصویر چقدر زیبا می تواند، مفاهیمِ عمیق فلسفی و معرفت شناسی را نشان دهد. گلشیفته و کوفت ! روزی شیخ علی با مریدان خویش در مجلسی بودندی و شیخ برای آنها از کارهای خارق العاده صحبت مینمودندی!ناگاه مریدی زشت صورت و سیرت برخواست و به نزد شیخ رفت گفت یا شیخ من میتوانم از فاصله 7 قدمی در قدحی که روبروی شماست بشاشمندی !!شیخ فرمود محال است حاضرم با تو 500 سکه شرط ببندمی توانیدندی!مرید قبول بکرد و 7 قدم فاصله بگرفت و شروع کرد به شاشیدن ناگهان کنترل از کف بدادندی و همه جا بشاشیدندی به جز داخل قدح!! کنار قدح، روی مریدان و حتی شیخ نیز بی نصیب نماندی ولی شیخ شادمان از اینکه شرط را برده گفت باختندی! سکه ها را رد کن بیایدندی! مرید ابتدا با مرید دیگری پچ پچی کردندی و برگشت و شادمان پانصد سکه را به شیخ دادندی!شیخ فرمود:تو همین الان 500 سکه باختی چرا شادمانی؟ مرید گفت:با آن دیگرمرید هزار سکه شرط بسته بودمندی دراین مجلس روی همگان بشاشمندی حتی شما شیخ و نه تنها ناراحت نشوید، بلکه خوشحال نیز بگردیدندی!! شیخ و مریدان چون این را بشنیدندی فهمیدندی که پول تا چه اندازه کثیف بودندی لذا جامه دریدندی و به بیایان رفتندی و از خشتک خود را به دار آویختندی!!!

یکی را بگفتم ز صاحبدلان / که استخر مخلوط رفته فلان
بر آشفت و فریاد زد ای عمو / ز استخر و برزیل دیگر مگو
مگر می ندانی که ما مومنیم / گناه است ؛ تهمت چرا می زنیم !!




............................
اسکار گرفت می کنم من شادی
صد ده نمکی که روی هم بگذاری
یک مو نشود ز اصغر فرهادی
روزش به سیاهی شب تار شده؟
پس اصغر فرهادی ما را دریاب
کایشان به خوشی صاحب اسکار شده
**
مرسی به تو ای اصغر فرهادی ما
ای خبره هنرمندِ خدادادی ما
ماغصه ی سینمای خود می خوردیم
اما تو شدی واسطه ی شادی ما
:ادامه مطلب:


گلشیفته و درد بی درمون !
پس من چی ؟!
:ادامه مطلب:


| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


