اندر حکایات مجلس شورای نخستین

نقل است چند نفر از انسان های نخستین در غاری جمع شده بودند تا راجع به اختراع راه با هم باهم مشورت کنند. با توجه به آنکه آن زمان هنوز انسان های نخستین به اختراع شمارش آرا دست پیدا نکرده بودند مقرر شد با سنگ کاغذ قیچی ، کسی که زودتر از دیگران صحبت میکند نفر اول باشد.(نقل است بنا به پیشگویی یکی از پیشگویان نخستین مردم از وجود وسیله ای جهت بریدن بند ناف و خشتک و ... با نام مستعار قیچی که در سالیان بعدی اختراع میگردید با خبر بودند.)

 

    نفر اول گفت متاسفانه با اختراع راه همه ما خواه و ناخواه روزی بر سر دو راهی قرار خواهیم گرفت و با بیخیال شدن اختراع راه جهت قرار نگرفتن بر سر دو راهی احتمالی مخالفت خود را رسما اعلام مینمایم.

    نفر بعدی که سن و سالی از او گذشته بود با اعلام مخالفت با نظر نفر اول گفت :

دوستان و هم نخستیان من. همه ما به خوبی می دانیم که نیروی جوانی زمانی اندک در وجود ما مهمان است و روزی همگی ما به درد پیری مبتلا میشویم.مگر کشکک زانوهای ما چقدر توانایی و تحمل دارند؟!( نقل است بنا به پیشگویی یکی از پیشگویان نخستین مردم از پیدایش کلماتی همچون کشک و پشم در سالیان بعدی با اختراع شورای عالی نخستین و عدم اعتنای اعضا و حضار آن به هنگام سخنرانی هر یک از نمایندگان آن آگاه بودند.) دیگر زمان از کوه بالارفتن ها و مثل خر به دنبال آهو دویدن ها به پایان رسیده است. بیایید به دور از مسائل هاشیه ای با این اختراع موافقت کنیم.

    نفر سوم که فرد محافظه کاری بود گفت با اختراع راه و امکان تردد مردم در راه ها امکان بروز هر حادثه ای برای مردم همچون تصادف با گراز و دایناسور و ... قابل پیش بینی است. پس به نظر من بهتر است قبل از اختراع راه به تکمیل اختراع قبلی یعنی اختراع مریضستان ناتمام توظریه (نقل است بنا به پیشگویی یکی از پیشگویان نخستین اسم این اختراع در سالیان بسیار دور به بیمارستان ناتمام منظریه تغییر خواهد کرد.)...

    هنوز سخنان نفر سوم تمام نشده بود که نفر چهارم از روی سنگ های آهکی غار بلند شد و گفت : احسنت.

    نفر پنجم که از اصول گرایان حضار بود گفت هر راه رفتی راهی برگشتی مستلزم است و از آنجایی که راه های ما بایستی طبق قوانین مخترعه قبلی به راه های ریش دار رو و ریش نه دار رو (منظور آنان که از بدو تولد ریش دارند و آنان که از بدو تولد ریش ندارند) تقسیم شوند امکان اختراع چنین حجم وسیعی از راه در منطقه فعلی امکان پذیر نمی باشد.

    نفر ششم که خودش را نماینده جوانان میدانست با اعلام مخالفت از ایجاد راه های مختلف و تردد مردم گفت بنا به قول مرحوم قبل از نخستین راه در جهان یکی است و آن راه راستی پس آقایون با ایجاد راه های متعدد به اصالت و فرهنگ غنی ابا و اجدادی خود پشت پا نزنیم.

نفر هفتم که از موافقان نفر پنجم بود به جهت موافقت و تایید سخنان او از روی سنگ غار بلند شد. با مشت گره کرده و قامتی راستا به قصد گفتن کلمه احسنت دهان خود را باز کرد که بخاطر افتادن برگ انجیرش جلسه به تشنج کشیده شد و فوقع ما وقع.

 هر یک از افراد نخستین به گوشه ای از بیرون غار فرار را بر قرار ترجیح داد و جلسه بدون نتیجه به روزی دیگر موکول گردید.

/ 11 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرویز

زیبا بود.... شاید اگر یک هم نخستی اعتدالی هم بود می گفت ما یک راه مورد موافقت اکتریت آرا می سازیم و پس از یک سال کارشناسی و ارزیابی خواهیم کرد و با کلید تدبیر راه را ادامه خواهیم داد....

فوضول

دوساله میام تو وبلاگد همشا نوشته بود بیست وسه سال تو بزرگ نمیشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مريم براتي

سلام چطوري دلمون كه بدجور برات تنگ شده بود ولي دمت گرم مثه هميشه خيلي خوب بودي[گل]

حمید

سلام لذت بردم قشنگ بود

مریم

پس این مجلس شورا از ابتدا خراب بوده و ما نمیدونستیم!!

مجتبی سلیمانی

سلام دوست قدیمی دور ! بسیار لذت بردم . این هم نخستیان نوشته ی شما رئیسی ، سرگروهی یا .... نداشتند ؟ (نیش خند)